غمت غلیظ‌ترین کام است - تاریخ: 1405/6/21 ساعت: 0:40
واکاوی زندگی من بخشی از واقعیت در مسیر ترجمه شدن از فکر و احساس به کلمه، گم می‌شود. غمت غلیظ‌ترین کام است تراپیستم توصیه کرده که وقت خشم و اضطراب دستم را روی سینه‌ام بگذارم و احساسم را درک کنم. راه حل جالبی‌ست این پذیرش. پذیرش از طغیان جلوگیری می‌کند و انگار کار تمام روان‌درمانگرهای جهان همین است: ر...
- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:25
از یکجایی به بعد دیگه خوابهام معمولی نبود. معلومی که میگم یعنی خوابهایی که خودت میدونی برداشتی آزاد و کممایه از اتفاقات روز هستند. خوابهام پیچیده شد؛ در حدی که وقتی صبحها بیدار میشم به سقف زل میزنم و سعی میکنم یادم بیاد چی بود این سمّی که دیشب دیدم. Adblock test (Why?)
سالبلوا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
حجم زیا آدمها در روز اذیتم میکنه. خستهام. امشب از سعید بدم اومدم. در یک لحظه فهمیدم دوستش ندارم. نمیتونم ادعا کنم که همیشه مثل برادرم برام عزیز بود و دوستش داشتم. اما خب تا حدی برام دوستداشتنی بود
عکس و خاطره - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
روزی که داشتم لیست وسایلی که باید با خودم ببرم برلین رو مینوشتم، عکس عزیزانم یکی از مهمترینهاش بود. عزیزانم شامل چندتا دوست و خانواده. شب نامزدی ریحانه فهمیدم دوست عزیز فرزانه نیستم، سر مشورت در مور
کشف کوچک دوستداشتی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
فهمیدهام که حرف زدن حال دلم را خوب میکند. حرف زدن از چیزهایی که بیخ گلویت را گرفته و ول نمیکند، مثل روغنیست که دستهای دور گلو را شب میکند و تو میتوانی نفس بکشی.
من از این دنیا چی میخوام؟ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
دارم فکر میکنم بهطور «کلی» در هر برهه از زندگی انتخابهای خوبی انجام دادم. کلی رو از این جهت میگم چون جزییات کارهام واقعا خالی از اشکال نبوده. مثلا اینکه وارد یک رشتهی حقوقی شدم تصمیم کاملا بهجا
حسادت مطلوب - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
آیا واقعا حسادت یک ویژگی منفیه؟ نمیدونم! همونطور که نمیدونم آیا مقایسه کردن خود با دیگران کار درستیه یا نه. طرفداران نادرست بودن مقایسه که بسیار در ذم این کار قلمفرسایی کردن و دیگه نیازی نیست من دو
چرا عاقل کند از این کارا؟ :)) - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
طبق تقویم دقیقا پنج روز دیگه تاریخ اولین امتحان پایان ترم منه و من هنوز نمیدونم میتونم امتحان بدم یا نه! چرا؟ چون دانشگاه عزیزم کماکان بعد سه هفته داره دور خودش میچرخه و نامهنگاریهای بیهوده میکنه
بهار چیزهای بسیار دیگری را فراموش خواهم کرد* - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
خانه را تحویل گرفتهایم. نصفه و نیمه. نصفه و نیمه از این جهت که حالا هنوز دو هفته باقیست تا نقل مکان کامل. دو هفته زمان باقی ست تا نرمنرم با این مکان خو بگیرم. بیاجبار. بیعجله.دور تا دور خانه درخت
غمت غلیظترین کام است - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 1:20
تراپیستم توصیه کرده که وقت خشم و اضطراب دستم را روی سینهام بگذارم و احساسم را درک کنم. راه حل جالبیست این پذیرش. پذیرش از طغیان جلوگیری میکند و انگار کار تمام رواندرمانگرهای جهان همین است: رام کرد
lawyer to be - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:07
هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر مطمئن میشم که من فقط دلم میخواد حقوق خوندن رو ادامه بدم و بس. حتا حاضرم اگه مهاجرت کردیم و مدرکم رو قبول نکردن، برم دوباره لیسانس حقوق بخونم. ترسم از اینه که من قبلا هم سابقهی عشق به یه رشتهی دیگه رو داشتم و "زمان" اون همه عشق رو از سرم انداخت. میترسم عاقبتم با حقوق هم همی...
مهر - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:07
از صبح مشغول نوشتن طرح درس برای مدرسه بودم. امسال تقریبا دو برابر سال قبل کلاس دارم و قرار است برای اولین بار معلم بچههای هفتم و هشتم نیز باشم. تجربهی سر و کله زدن با بچههایی به این کم سن و سالی را
من کی هستم؟ - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:07
دیروز جلسهی اول کلاسم با بچههای ۱۳-۱۲ ساله بدینگونه گذشت : - من : بچهها! دونه دونه خودتون رو معرفی کنید و در حد دو سه جمله در مورد خودتون برام صحبت کنید. - اولی : سلام. من اریکا هستم و وقتی به دن
قانون پایستگی غم در دل - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:07
ناراحتی عمیقم از بچهشیر کی پایان یافت؟ یک سال پیش؟ شش ماه پیش؟ دقیق نمیدانستم و تا به امروز فهمیدن زمان دقیقش چندان برایم مهم نبود هم. امروز اما مهم شد. امروز وقتی زیر باران شدید، اتوبان زشتِ افسریه
یک اعتراف ساده - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:07
من عاشق شدهام. بعد از شش سال حالا دوباره عاشقم. من عاشق شدهام و چندین روز است که دنیا بهگونهای عجیب زیباتر شده و من جسورتر. من عاشق شدهام و تمام دو شب گذشته را در تب سوختم و کابوس دیدم اما دلم گر
آدمی چندبار در زندگی عاشق میشود؟ - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 14:07
ماندن/ جا ماندن در یک آدم، فکر، مکان و یا هر چیز جلوی پیش رفتن آدم را میگیرد. باید فراموشت میکنم تا بتوانم به جلو حرکت کنم.